جمال الدين محمد الخوانساري

184

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

هر كه دشمنى كند با حقّ بكشد حقّ أو را ، مراد به « دشمنى با حقّ » اينست كه امر حقّى را ناخوش دارد وخواهد كه زايل وباطل كند آنرا و « بكشد حقّ أو را » يعنى بكشتن معنوي در آن نشأه اگر در اين نشأه نشود . 7890 من تشاغل بالزّمان شغله . هر كه مشغول گردد بروزگار مشغول سازد روزگار أو را ، يعنى همواره مشغول خود سازد وخلاصي نيابد از آن وبهر مطلبي كه سعى كند از براي آن چون برسد مطلب ديگر پيش گيرد وسعى كند از براي آن ، تا يك بار اجل در رسد وتوشهء از براي آخرت خود نداشته باشد پس چارهء خلاصي از آن اينست كه مشغول آن نشود مگر بقدر ضروري . 7891 من تمسّك بنا لحقّ . هر كه دست زند بما ملحقّ شود بما در آن نشأه . 7892 من تخلّف عنّا محقّ . هر كه تخلف كند از ما ، يعنى پس ماند از ما ونيايد در عقب ما ، باطل شود يعنى هلاك شود بهلاكت معنوي . 7893 من اتّبع أمرنا سبق . هر كه پيروى كند فرمان ما را پيشى گيرد ، يعنى بسعادت ونيكبختى يا ببهشت . 7894 من ركب غير سفينتنا غرق . هر كه سوار شود غير كشتى ما را غرق شود ، يعنى غير كشتى متابعت ولأي ما كه كشتى نجاتست . 7895 من تألّف النّاس أحبّوه .